اینم آخرین کار استاد
{ باب اسفنجی و سکه آتلانتیس } .... Spongebob & The Coin Atlantis



صدها عکس زیبای طبیعت طالقان را از اینجا دریافت کنید.
... بالاخره فرمول سری همبرگرهای خوشمزه خرچنگی توسط باب اسفنجی خوش قلب به علیرضا گفته شد!
... هر یه روز در میون یه دفتر 50 برگ رو یا نقاشی میکنی یا خرچنگ قورباغه مینویسی ... بقول خودت دو زبونه و فارسی و لاتینه !!!
اینم دو تا از نقاشیات که دیروز سه شنبه 23 آبان سال 91 کشیدی گذاشتم اینجا ...
Finally the secret formula burger was caught by SpongeBob
Every two or three days to complete a painting Note Book At Home


این کارتهای نقاشی شده رو میبینید ... اینا از ابتکارات پسرم " علیرضا " ست....
اون با این سن و سالش شرایط رو درک میکنه ... وضع پدرشو میدونه ... از روی کارتهای بن تن بچه پولدارا کپی کرده ... خودش کارت بازی درست کرده !!! .... دیگه بیرون لج نمیگیره ... برام اینو بخر اونو بخر ... چون میدونه باعث دعوای پدر و مادرش میشه ... فقط بجای CD عادت کرده... روزی دو تا بازی فلش از اینترنت دانلود کنم ... براش ببرم ... انگار دنیا رو بهش دادن!!!
================================================
shopaholic به افرادی اطلاق می شود که بیش از حد خرید کرده و در واقع نوعی اعتیاد به خرید کردن دارند. این نوع افراد حتی علاقه ای به چانه زدن هم ندارند. امروزه این عادت تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است.
======
چیپس ، پفک ، اسباب بازی ، نوشابه ، سیگار ، پارک شادی ، لباس بنجل ، جنس حراجی، گل مصنوعی ، زیور آلات ، کادوهای بلوری ، ... در یک جمله ... آشغال خری از عادات بد ما ایرانیاست ...
آقا نخر، ... میبینی که تورمه ، میدونی که خریدهای اضافه شما باعث تورم میشه و باعث پولدار شدن بازاریا و ثروتمنداست ... پس خواهشاً .... دیگه هیچی نخر !!!
حقوقت کمه ، شش ساله اضافه نشده؟ ... قدرت خریدت کم شده؟ ... مسافرت و تفریحت کم شده؟ ... خوب آدم نا حسابی ... بجای شکم پرستی و آشغال خری ...پسانداز کن ! ... طلا و دلار بخر ... تا پس فردا در مونده نشی !!!
اصلاً امسال عید نداریم ... آجیل و لباس و میوه هم نمیخریم ...



ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
داد و بیداد از این روزگار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
باز هم دوباره پاییز! ... تمسخرزرد طبیعت ، بر پیکر نحیف برگ ... که حتی کمر ساقه را میخشکاند !!! ... تمنای بی دلیل ماندن! ... از طبیعت بی رحم !
زخمه های سوزناک باد پائیزی ... یادآور اندوه هجران عزیزان!!!
دو سه هفته پیش بود که خیلی بارون اومد ...
همچین بارونی تا حالا بی سابقه بود ... بطوریکه گواهینامه IMS منطقه 22 رفت زیر آب!!!
اِ اَ اُ - ب – د – م - ن - س - ر ... اینارو یاد گرفتی!
دو بار با سر باد کرده اومدی خونه!
معلمت میگه ... تقصیر خودته! ... زیاد شیطونی میکنی!
جلل الخالق ... ما که اینقدر شیطون نبودیم ... میگن! ... مال فست فووده!!!
تا منو میبینی یاد PS2 میافتی!
این مارک آنتونی هم بعد از طلاقش ... با این پیت بال حسابی گل کرده!
Rain Over Me با این هوای بارونی ، یک کم ناراحتی آدمو کم میکنه!!!
Pitbull ft. Marc Anthony ... دانلود





امروز یکشنبه سوم مهر 1390 " برخلاف انتظار همه!! " بسیار خوش اخلاق و مشتاق به اتفاق خانواده " سه نفری " رفتیم به مدرسه " راسخ " ...
جالب اینکه خیلی عجله داشتی ... جشن عروسک بازی! ... زودتر تموم بشه ، بری سر کلاس درس! ...
سالی که نکوست از بهارش پیداست! ... یا اینکه اینها همش زیر سر توجهات پرسنل مجرب و توانمند " پیش دبستانی و مهد مانلی " میتونه باشه! ...
مامانت هم زنگ تفریح از لای در یواشکی نگاهت کرده ! ... داشتی وسط حیاط قدم میزدیو " چی پف " می خوردی! ...
جناب آقای مهران غفاری
همکار و هم محلی محترم
صمیمانه ترین شادباش ، برای شکفتن نو گل زیبای زندگیتان از ما پذیرا باشید.
آرزو داریم که آدرینا خانم عزیز زیر سایهی پدر و مادرشان زندگی خوش و پُرباری داشته باشند.
( علیرضا هم به آدرینا خانم کوچولو سلام میرسونه : نهم شهریور سال 90 )
از طرف : مصطفی امیرخانی و خانواده

... از وقتی که چهارماهه بودی ... مسافرت رو شروع کردی!!!
البته با مراقبت و بهداشت کامل! ... این درسی بود به آدمای خونه نشین و ترسو !
تو این شش سال فکر کنم ... حداقل ماهی یکبار رفتی مسافرت! ... البته به غیر از فصل زمستون ! ... که فقط! سه چهار بار رفتیم بندرعباس و قشم و کیش !!!
... به خاطر همینه که فامیلا ... اسمتو گذاشتن ... " علی سفری " ... !!!
علیرضا جان ، تولدت مبارک
خوش بحال پارسال که مامان بزرگ سالم بود، دقیقاً فردای تولدت افتاد و ...
از این فرصت استفاده میکنم و از تمامی مسئولین مهد کودک و پیش دبستانی مانلی تشکر میکنم ... الی الخصوص از مربی مستقیمت ( فکر کنم خاله سمیرا ! ) تشکر ویژه میگردد... !
خیلی چیزای خوب یاد گرفتی ! ... مهم تر از همه ! ... نوشابه و چیپس و پفک و سوسیس و کالباس نمیخوری! ... واقعاً دستشون درد نکنه ! ... ناخن گرفتن، مسواک زدنت و مامان بابا گفتنت هم جای تحسین داره!


... یک و دو و سه ... کودک آزاری !!!
They walk ... !!!
Children learn poems whats ...!!!
Phone 123 ... Child abuse !
توضیح : شماره تلفن 123 ( صدو بیست وسه ) مربوط به " اورژانس اجتماعی " میباشد.
در مدارس و مهد ها به بچه ها یاد میدهند در صورت آزار و اذیت پدر مادرها با شماره 123 تماس بگیرند.

... بنابر اسناد بدست آمده از سایت ویکی لیکس ، Wikileaks کسی که سمندها و پرایدهای نو را آتش میزد ، بالاخره مشخص شد...
... بله درست حدس زدید ... کسی نیست بجز ... آقای علیرضا امیرخانی ...
... درست عین خودمی ... که بچه بودیم ... درخت گردو فاضل دائی رو آتیش زدیم ...
... خودم خواب بودم ... ولی تمامی اهالی طالقون اون شب جهنمی رو بیاد دارن !!!
... از قرار معلوم چند وقتیه که کبریتها رو میبری " عین موش " تو چند جای مختلف جا سازی میکنی ...
... بعد هم یواشکی میری تو بالکن کبریت بازی " حالا جای شکرش باقیه عقلت رسید بری تو بالکن " ... کبریت بازی کنی !!!
... منکه خبر نداشتم !!! ... یه شب دیدم ... مادرت از طرف بالکن اومد ... سراسیمه گفت : ... بدو زود باش خونه آتیش گرفته ... آب بیار !! ... یالا زود باش !!!
... خودتم خیلی ترسیده بودی !!! ... وقتی با آب رفتم تو بالکن ... چشمتون روز بد نبینه ... دیدم دو یا سه تا ماشین سمند و پراید اسباب بازی نو که تازه خریده بودیم رو آتیش زدی ...
... بعد از خاموش کردن آتیش ... یه کم دعوات کردم ... از اون روز به بعد دیگه دست به کبریت نمیزنی !!!

... ظهور یک فرقه جدید شیطان پرست در ایران ...
... نه ! ... شوخی نمیکنم !!! ... این علامتو میبینید با دستاش نشون میده !!! ... از آخرین علامتهای فرقه های شیطان پرستیه !!!
... دیگه ... شاخ گاو متالیکا ... و ... ضربدر و ایکس ... و اینا ... قدیمی شده !!!
... امون از دست این نسل چهارمیا ... دیگه با خرافات و موهومات نمیشه گولشون زد ...
تا چیزی رو نبینن ... باور نمیکنن !!! ... به هیچ دین و ایمون و ... صراط مستقیمی تن نمیدن ... واقعاً سرو کله زدن ... و پاسخ دادن به سئوالاتشون ... سخته !!!
... ولی فکر کنم ... مثل تمام پسرها و مردای دنیا ... یه نقطه ضعف بزرگ دارن !!!
... شایدم ... از این نقطه ضعف میشه اونارو به سمت هر مسلک و مکتبی کشوند !!!
************** ****************
Cult Devil Worshiper
A Fourth Generation Devil Worshiper In Tehran And Iran


سیاوش جان
قبول شدنت در کنکور فوق لیسانس در رشته هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف رو بهت تبریک میگم ....
از طرف دوستدارت
علیرضا





خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده
بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم
خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی
خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی
قسمتی از ترجمه زیارتنامه امام رضا (ع) ... ادامه زیارتنامه .... از اینجا ...
یکشنبه دوم خرداد تا پنجشنبه ششم خرداد 1389 با طی مسافت 2400 کیلومتر با ماشین شخصی رفته بودیم ... پابوس امام رضا ...
... میدونی چرا اسمتو گذاشتیم علیرضا ؟؟؟ ...
... بزرگتر که شدی خودت میفهمی چرا ...
... واقعاً همه چیز عالی و خیلی خلوت بود ... چون بچه ها همه امتحان داشتن ... برای بی بچهها و مدرسه نروها ... موقع خوبیه ... !!! ... جاتون خالی !!!
... لازمه اینجا از شرکت خدمات مهندسی ایسیکو ... و مدیریت هتل اترک مشهد تشکر کنم !!! ... واقعاً دستتون درد نکنه !!! ...
نزدیکی هتل به رواق امام خمینی (ره) ... بازار رضا و کوچه های اطراف هتل ... کوه سنگی، طرقبه، شاندیز ، الماس شرق و زیست خاور ... چلغوز ... چای ترش ... توپ پرتابی تغییر رنگ ... واقعاً خوش گذشت !!!

عجب هوایی ... چه طبیعتی ... روح آمدم شاد میشه ...
نه پا دردی ... نه کمر دردی ... نه سردردی ... نه صندلی ... نه قیافه گرفتن جلوی چاپلوسا ... چقدر راحت و بی خیال !!!
صدای بارون رو شیرونی ... فارسی وان و کرسی برقی ... مه غلیظ صبح زود ... صدای بلبل و پرنده ها ... صدای آب ... باد بهاری ... همه چیز عالی !!!
حسابی گل بازی کردی ... 4 دفعه لباساتو گلی کردی ... چقدر باغچه ها رو آب دادی ...
تو چمن های صحرا قل میخوردی ... گل قنبر کلاه ... با مامان و بزرگ و عمه ... چقدر خوش گذشت ! ...
بازم جای شکرش باقیه ... روز کارگر رو تعطیل میکنن ... !!!
یه فیلم هم از صدای آواز پرنده ها و مه صبحگاهی میزارم تو این آدرس :
http://www.4shared.com/video/98fFi6nE/_online.html





... چهارده روز تعطیلی مثل یه چشم برهم زدن گذشت
... هفته دوم برای مسافرت به شمال عالی بود
... اتوبان قزوین -رشت ، عباس آباد خونه راحله خاله ، هتل آوا با اون آسانسور شیشه ای طبقه آخرش - طبیعت دو هزار ... شن بازی کنار دریا ... سیزده بدر با خانواده ...
... همش عین یه رویا بود
... بازم کارخونه ... هدر دادن عمر ... تموم شدن خوشیها ... !!!



دیروز جمعه ای بعد از مدتها رفتیم هایپر استار ...
البته روی کلمه هایپر رو پوشوندن ...
احتمالا اسمشو میذارن سیتی استار ...
City Star A new Name Of Hyperstar A Hypermarket In Tehran Iran
با کلی زرنگی تونستم چند تا عکس و یه فیلم کوتاه دور از چشم مراقبین فروشگاه بگیرم.
صبح جمعه هم به اتفاق خانم و اقای مجیدفر ( همسایه های محترم ) رفتیم پارک چیتگر
... بالاخره دیروز بعدازظهر یه لحظه وایسادی تا یه عکس هم از نزدیک ازت بگیرم ...
آخه آروم و قرار که نداری !!!





از تاریخ 21 بهمن تا 27 بهمن سال 1388 تعطیل بودیم، ... خلاصه هرچی آژانس خدمات مسافرتی زنگ زدیم ... نه بلیط قطار بود و نه هواپیما ، بالاخره با کلی ریسک تصمیم گرفتیم با ماشین خودمون بریم ...
تمام وسایل لازم زندگی رو برداشتیم ... نزدیکیهای قم بود که فهمیدیم ... ای دل غافل ... شناسنامه ها رو برنداشتیم ... داشتیم سرو ته میکردیم که برگردیم ... یه دفعه به ذهنمون رسید از چند تا هتل بپرسیم ... منم که خوراکمه ... تمام آدرس هتلها و رستورانها و ... تمام مسیر رو از اینترنت پرینت گرفته بودم ... زنگ و زدیم و گفتن اماکن باید نامه بده ... خلاصه شب اول تا ساعت 10 شب رانندگی کردیم ( با دو تا راننده - من و همسرم ) ... رسیدیم رفسنجان ... یه هتل دو ستاره رفتیم و دفترچه بیمه گذاشتیم و خوابیدیم ... روز بعد ... گول اخبار رادیو تلویزیون رو خوردیم، از جاده سیرجان به بندر عباس رفتیم، در حالیکه از طرف بم و جیرفت خیلی بهتر بود - چون گفته بود سیرجان - بند عباس اتوبانی شده - ... خلاصه هیچوقت گول این اخبار رادیو تلویزیون رو نخورید ( نتیجه اخلاقی ) ...
ساعت حدودای 7 شب ، خسته و کوفته رسیدیم بندر عباس ... عجب هوای بهاری و ملسی ... جاتون خالی ... یه شام حسابی خوردیم و ... هرچی هتل و آشنا زنگ زدیم ... همشون تو زرد دراومدن ... خیلی شلوغ بود ... از الگانس و ماکسیما گرفته ... همه کنار پیاده رو چادر زده بودن ... دیدیم ... اوضاع خرابه !!! ... ساعت 11 شب بود که ماهم چادر زدیم ... جاتون خالی !.. اینقدر که خسته بودیم ... نفهمیدیم ... اینجا کجاست ... طرفهای 4 صبح بود که یک کم سرد شد رفتیم تو ماشین ... بعدشم ... طلوع آفتاب و کله پاچه ... خیلی چسبید !!!...
... شب بعد رفتیم هتل .... یه نظافت و استراحت حسابی کردیم و ... خواستیم با ماشین بریم ... جزیره قشم ... گفتن ... خیلی شلوغه ... رفتیم بازار و ... شب موندیم و فرداش رفتیم ... کرمان و بم و ماهان ... کرمان شب موندیم ... بعدم یه شب هتل جهانگردی یزد موندیم و ... 27 ام اومدیم تهران ... خلاصه با مصرف 8 تا باک بنزین آزاد ... طی مسافت 4000 کیلومتر ... مسافرت سنگینی بود ...!!! ... با بچه 4 ساله ...!!!


... عکس بالا ... ترافیک داخل تونل توحید را نشون میده ... از سر تونل تا آخرش حدود 35 دقیقه تو ترافیک بودیم ... با هوای بسیار کثیف و آلوده ...
... البته دستشون درد نکنه ... زحمت زیادی کشیده شده ... و فنهای آن هم بزودی درست میشه ...
... ولی خروجی جنوبی نواب کشش این همه ماشین رو نداره ... فکری هم باید برای در رو انتهای نواب بشه ... ته نواب بسته میشه ... یا خروجیهای کم عرض ابتدای نواب کشش این بار سنگین تحمیلی رو نداره ... بدبختانه ... یک کسی مثل کرباسچی بدون هیچ ادعایی ... یادگار و نواب رو ساخت ... محاکمه شد ... اونوقت بعضیها به خاطر افتتاح یه پل عابر ... بادی به غب غب میندازن ... خصلت روستائیهای ایرانیه ... چارهای نیست ... تا بوده همین بوده ... پنجاه سال طول میکشه ... تا استحاله بشه !!!
... دیگه 22 بهمن در راهه ... بقول کیهانیان ... یا یزیدی ... یا حسینی ... وسط نداریم ...!!!
... این نرم افزارهای مخصوص بچه ها هم، خیلی جذاب و سرگرم کننده و آموزندس ...
... خوبه که یه کم کار بیشتری تو این زمینه بشه ... مثل گلهای بهشت ...
... 22 بهمن یادتون نره ...!!!
آدرس عکسها اینجا را کلیک کنید ...

... به نظر میاد این یه نوع تبعیضه ... چون دیدیم که ... امروز کسی دست و دلش به کار نمیرفت ... همینجور پیش بره ... به یه نارضایتی عمومی تبدیل میشه ...!!!
... واقعاً این خوشه سوم هم شده، اسباب مضحکه و تنفر مردم ... !!!
""" ... غلط نکنم ! ... کاسه ای زیر نیم کاسه ست ! ... میخوان صبر مردمو ببرن بالا !! """
... از آبدارچی 5 سر عایله گرفته تا ... اونایی که به این دولت رأی دادن !!!
... تازه جوکم ساختن ... برو بدبخت خوشه یکی !!! ... تا دیروز خوشه یکی بوده !!! ...
اگر دیتا بیس " Data Base " ... این خوشه یکی ها بیفته ... دست مردم ... چه آبرو ریزی بزرگی میشه ... هیچ ... خوشه سومی ... با خوشه یکی ... وصلت نمیکنه...!!!
... فاجعه ... پشت فاجعه ... !!! ... جامعه شده مثل یه انبار باروت...!!!
... همه و همه ... هرکیو که می پرسی ... خوشه سه هستن !!! ... راستی ... چرا؟؟؟
... میگن : به 70 درصد جامعه " یعنی خوشه اول و دوم " ... یارانه تعلق میگیره !!!
... اینجاست که آدم شک میکنه به کار این دولت ...!!! ... چرا اساتید دانشگاه اقتصاد علامه طباطبائی رو تو سن میان سالی بازنشسته کردن ؟؟؟ ... چرا استاد بزرگوار مکتبی و متعهد ... آقای دکتر حمید رضا نواب پور ... رو از ریاست مرکز آمار برداشتن ؟؟؟
... راستی ... چرا؟؟؟ ... این سئوالای بی جواب ... صبر مردمو تموم کرده !!!



... امس
ال
... محرم امسال انگار با همه محرما فرق داشت ...
... سعادت آباد ... تهران پارس ... نظام آباد ... سبلان ... ترافیک ... قرمه سبزی ...
... بقیه ماجراها ... بماند ...
... دیروز بعد از مدتها رفتی سلمونی ... تو عکسای دیروز معلومه ...
... جمعه ها ... میگی ... مامان بره قم ... ما بریم خونه ... مامان بزرگ ... و عمه ...
... جمعه پیش ، فلش مموری رو برداشتی ... گفتی بریم خونه سیاوش اینا ... کارتون پت و مت جدید بیاریم ...
... آخه ، خیلی گیر دادی به این پت و مت " هالو " ... نمیدونم جرا؟ ...
... نوشته های کارتون پت و مت ... خصوصاً ... " لوبیمیر بنش " رو یاد گرفتی ...
====
گالری عکسهای طالقان
http://www.jpgmag.com/people/amir2008m


... این روزا یا پای کامپیوتری یا توی پارک ...
... این یاد گرفتن بازی Midtown Madness هم ماجرایی داره ها ...
... ( با اجازه از مرحوم ایرج میرزا ... خدا بیامرز سابق !!! ) ...
... شعر پدر ... شبها بر کامپیوتر، بیدار نشستی و شیوه ماووس گرفتن آموخت ...
... از عجایبه ... بچه 4 ساله در عرض یکماه ... کار با Mouse رو یاد گرفت !!! ...
... درست مثل خودمی !!! ... اصلاً کار با Joy Stick رو دوست نداری ... معلومه آخرش کارمند میشی ...
... روز شنبه 23 آبان ... رفتیم طالقون ... چه هوایی ... چه مناظر بدیعی ...
... آخرش هم ... یه خبر اجتماعی ... این بنزین های سوپر ... واقعاً بوی گند میده ... و شتاب سابق رو نداره ... خدا بداد برسه !!!


... تازه حضرات یادشون افتاده ... علوم انسانی در ایران با خطر مواجه شده !!!
... دیگه با این سهمیه ها و پ .... حافظ ها و سعدی های آینده توی ... بدترین شرایط دارن با روزی 12 ساعت کار ... فقط به زنده بودن فکر میکنن !!!
... از اخبار اجتماعی هم بگم ... بازدید عمومی از برج میلاد شروع شده، فقط روزهای یکشنبه و پنجشنبه ساعت 4 تا 6 عصر با رزرو تلفنی ... بلیطش هم 6 هزار تومنه !!!
... دیگه از اخبار اجتماعی ... ترافیک از هفته دوم مهر تا حالا روزبروز زیادتر میشه !!! ... به خاطر دعوای شهردار با دولت ... تمام پروژه های شهرداری خوابیده ... مترو و اتوبوسها هم نامنظم و شلوغ شده !!!
... چقدر دریا رو دوست داری !!!
... همش عشقت شده دریا ! ... دریا !
... ماه رمضون مارو مجبور کردی بریم شمال !
... متأسفانه دوربین نداشتم " در حال تعویض در شرکت آفوماره " ...
... عکسها قدیمیه !!!
... از سرویس دهی خوب و پاکیزگی هتل آپارتمان پرشیا نوشهر ممنونیم ...


... این تریپت منو کشته!!!
... با اینکه خیلی اذیت میکنی! ... باید بگم یه مواقعی خیلی خوبی !
... این عکسو میبینی، خدائیش ... این مو سیخ سیخیا برن بوق بزنن!!!

... پس میشه تابستون هم به کیش رفت، ما رفتیم و شد !
... تو هتل و تاکسی و بازار واقعاً خنک و خوبه... زیاد نباید پیاده رفت البته صبح ها و شبها کمی بهتره ...
... از نکات جالب سفر به کیش هزینه بلیط دلفیناریم بود ... که همین زمستون سال 78 قیمت بلیطاش 25 هزار تومن بود و بچه زیر 5 سال هم بلیط نمیخواست ...
... امسال اونم تو تابستون و جشنواره ... و تخفیف !!! ... شده بود 40 هزار تومن و از بچه بالای 2 سال بلیط میخواست... البته روش افزایش قیمتش چسبوندن یه کلاسیک شوی 12 هزار تومنی زورکی!!! به دلفیناریم بود...
... آقای ثابت دستت درد نکنه ... با اون شلوار زرد مس... ثابت کردی عضو گروه زرد هستی !!! ... با این پولهایی که در میاری، حتما توصیه میکنم اون مشاوران زرد پوشت یه کلاس تغییر لهجه برن !!! ...
... دیگه از مهمترین قسمت از خاطرات سفر ... پرتاب دوربین کذایی اینجانب به داخل حوض عمارت کریمخان زند ... توسط علیرضا خان بود ... با اینکه ضد آب بود ولی هنوزم درست نشده ...
... اینم آخرین عکس قبل از پرتاب دوربین به داخل حوض عمارت زندیه شیراز ...
.... و یه عکس خوب از دوران کودکی ... یادش بخیر! ...


... اینقدر که تسبیح و ون یکاد و گردنبند به سه چرخت آویزون کردی .... شده عین کامیونای پاکستانی ....
... نمیدونم کی بهت یاد داده ... اینکار رو ؟
.... هر کی ازت میپرسه برای چی اینارو آویزون کردی ؟
... در جوابش میگی ... اینا سوسکهارو فراری میده !!! ... واقعاً که ...

... بیست روزی هست که چهار سالت تموم شده ...
... تمام دیوارای خونه رو کنده کاری کردی ... یه عدد ۶۵ بزرگ رو دیوار حال کندی ...
... چه جوری ۶۵ دراومده ... من سر در نمیارم !!! ...

... چند تا نقاشی دیواری هم کشیدی ... !!!

... این روزا خیلی آب بازی میکنی
... یه ساعت منو میکاری تو حموم ... که آب بپاشی روم ... ( شبیه شعر شد ) ...
... دیگه اینکه مایکل جکسون بد موقعی مُرد ... ولی مطمئنم مثل ادیسون یه راست میره تو بهشت!!! ... چون دل خیلی از جوانهای افسرده و بی تفریح رو شاد کرد ... واقعاً روحش شاد ...
.... دیگه اینکه ... بانک تجارت ... بانک خوبیه!!! ... واقعاً ایمان آوردم که خوبه ....

... امروز پنجشنبه 18 تیر 1388 مصادف است با 18 تیر ...!!! یعنی که چی ؟؟؟
... خلاصه کنم ... دوشنبه که تولد حضرت علی بود ... سه شنبه و چهارشنبه هم بواسطه آلودگی هوا ... تعطیل شد... البته سه شنبه اومدیم سرکار ساعت 3 بعدازظهر گفتن تعطیل بوده ... ( واقعاً دستشون درد نکنه با این برنامه ریزی ... ههههههه !!! )
... سه شنبه شب خونه باباجون قوام ... در اثر یک کشتی نامردی زدی شیشه عینکمو ( برای دومین بار در یکماه اخیر ) شکستی ... !!!
... در عوض صبح چهارشنبه اومدی آرایشگاه (صفا، تهران ویلا ) ... مثل مردا نیم ساعت نشستی و صدات در نیومد ... آفرین ... این به اون در ...!!!
... شبشم رفتیم ... پارک گفتگو ... شام ... و البته ... قالپاق ... !!! ... تا بعد ...
... دیروز دوشنبه 15 تیر ماه 1388 مصادف با ولادت حضرت (ع) و روز پدر ... قصد داشتیم با یک حمله پارتیزانی به طالقان بریم ...
... اما در اولین ساعات دوشنبه در سحرگاهان ... توسط ... اشغال گردید...
... پس بناچار شانسی رفتیم طرف دماوند ... یه منطقه زیبا بنام گلدشت پایین ... خیلی خوش گذشت ... ولی از بد روزگار ... هی گیر دادی ... تا دوربین نازنین منو ... انداختی زمین ... و ... من خیلی ناراحت شدم ... چون یکی از دگمه هاش خراب شد... منم با مادرت دعوام شد ... و اومدیم خونه ... و منزل باباجون قوام نرفتیم ... بعداً پشیمون شدم ... دنیا چه ارزشی داره ؟!!! ...



... تقریباً 10 یا دوازده روزی هست که چهار سالت تموم شده، رفتی تو پنجسال ...
.... خیلی شیطون شدی، جمعه پیش خونه مامان بزرگ جواهر .... یادته؟
... تازه خوابم برده بود، ... که یهو جفت پا پریدی رو شکمم... شانس آوردی ... نزدمت ... شکمم خیلی درد گرفت...
... از اون قالپاق هایی که میخری ... از اون جیغهایی که ساعت 2 نصف شب میزنی ... بگذریم ...
... روزگار مثل باد میگذره ... در آینده افسوس همچین روزایی رو میخوریم ...

با سلام
... یه روز پنجشنبه ساعت 9 و نیم صبح توی بیمارستان آتیه تهران بدنیا اومدم .... اون تاریخ یعنی دوم تیرماه سال 1384 شد، روز تولد من، اسممو مامان و بابام از قبل گذاشته بودن، علیرضا ... ( علت نامگذاریمم هم داستان مفصلیه )...
... فرداش جمعه سوم تیرماه 1388 ( مصادف با انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری )... اومدم خونه ...
... روز تولدت به میلادی میشه 23 ژوئن ماه شش سال 2005 تو عکس زیر معلومه ...

نویسنده :
پرشین بلاگ - ساعت ٤:٥٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۸
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com
با سلام
اسم من علیرضا نام خانودگی ام هست، امیرخانی، البته چون من هنوز سواد ندارم این وبلاگو پدرم مینویسه تا من بزرگ شدم وبا سواد شدم، خودم ادامه بدم.
اینم عکس من: